در فاصلۀ نگاه

به موزه هم که می‌روم غالبا به مردمی که به اثر نگاه می‌کنند نگاه می‌کنم. گاهی هم به آنها بیشتر نگاه می‌کنم تا به خود اثر. چون در فاصلۀ اثر تا نگاه تماشاگر، چیزی می‌گذرد که آن چیز را من در میان چهره‌ها می‌خوانم. و این شاید از عادت حجمی من (فاصله و اسپاسمان) می‌آید.…

شرمی در بیشرمی

فرهنگ‌های مشهور و شرم‌آوری را دیده‌ام که از ذکر لغت‌های کون و کیر و کُس طفره رفته‌اند، و در نتیجه از مشتقات و خانواده‌های آنها نیز، که خود خزینه‌ی لغوی و بیانیِ بسیاربزرگی را می‌سازند. وَ فرهنگ‌های بی‌فرهنگِ دیگری را دیده‌ام که در برابر این کلمه‌ها فقط به ذکر «مستهجن» اکتفا کرده اند، ولی در…

انتشار دو کتاب فنومنولوژی حجم، و نامه‌ها

برای تهیه کتابها به آدرس زیر مراجعه کنید https://www.instagram.com/p/BspSJhanV03/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=9no6qq9t9dvf View this post on Instagram . من پیش خود مدام برای خودم هستم، و فکر می‌کنم، و آرزو می‌کنم، و جست‌وجوی تجربه دارم، که سیر لحظه‌های مرا کُند می‌کند. شاید شعور ذهن من، در لحظه‌ای که طعمه‌ی تفکر من می‌شود، در ارتباط‌های با جهان بلافصلش توقف…

زبانِ طبیعی‌

تصویر و استعاره صورتی‌ خارج از زبان ندارد، و در داخل زبان هم تصویر، تخریب قرار و قاعده است، و به جای اینکه خودش را به طبیعت نزدیک کند، زبان را به طبیعت خودش می‌‌رساند، زبانِ طبیعی‌. زبان‌های بی‌‌تصویر طبیعی‌ نیستند، مصنوعی، فقیر، خشک و گلوگیر‌اند.

اهل مدارا ؛ و مخملی

آرش عزیز، سیاستِ مذهب را که قبول کنی مذهب را وارد سیاست می‌کنی، و هنر بایر می‌ماند. مذهب هیچوقت هنر نداشته است. هنرهائی هم که از مقدسات برخاسته‌اند، راندۀ مقدسات بوده‌اند ؛ و درماندۀ مقدسات. تمام مواردی که مذهب‌ها در تاریخ ارائه کرده‌اند ارائه‌ای بوده عقیم و بربر و وحشی، که به جهت مردمی بودنش، و…

سهروردی

  این مسئله را نباید خاموش گذاشت که آنچه از ابنِ عربی و ابنِ رشد با نام Averroès به غرب راه یافته است تأثیر افکار سهروردی بود. این‌ها مثل سهرودی حرف می‌زنند و کسی نمی‌داند. آشتی دادن “ایمان و عقل”ِ (Foi et raison) ابنِ رشد مصلحتی است. درحالی که عرفان سهروردی در واقع عرفان‌زدایی است.…

سکوت، دسته گلی بود

سکوت، دسته گلی بود ميان حنجره‌ی من ترانه‌ی ساحل نسيم بوسه‌ی من بود و پلک باز تو بود. . بر آب‌ها پرنده‌ی باد، ميان لانه‌ی صدها صدا پريشان بود. بر آب‌ها، پرنده بی طاقت بود. . صدای تندر خيس، و نور، نورِ ترِ آذرخش، در آب، آيينه‌ای ‌ساخت که قاب روشنی از شعله‌های دريا داشت.…

اسلام همانقدر فقدانِ اتیک دارد که استتیک

اسلام همانقدر فقدانِ اتیک دارد که استتیک. چرا که در زیبایی رشد اخلاق هست، و زیبایی‌شناسی در اسلام حیاتی ندارد. هنر ملت‌ها را نباید به حساب هنر مذهبشان بگذاریم. اسلام در منع نقاشی، در منع موسیقی، چه غنائی جز فقر استتیک دارد ؟ فقر تصویر، فقر صدا. غنا را باید در مللی جست که پا روی…