رویا

در فاصلۀ نگاه

به موزه هم که می‌روم غالبا به مردمی که به اثر نگاه می‌کنند نگاه می‌کنم. گاهی هم به آنها بیشتر نگاه می‌کنم تا به خود اثر. چون در فاصلۀ اثر تا نگاه تماشاگر، چیزی می‌گذرد که آن چیز را من در میان چهره‌ها می‌خوانم. و این شاید از عادت حجمی من (فاصله و اسپاسمان) می‌آید. چهرۀ او مرا به پشت اثر می‌بَرد و اثر برایم پشتِ دیگری پیدا می‌کند :
آنچه یک بار محصول گذر از “چیز” تا نگاهِ آرتیست بوده، حالا دارد یک بار دیگر محصول گذر از تابلو تا نگاهِ تماشاگر می‌شود. به همین جهت و جهت‌هاست که در موزه‌ها، اثر برای من از دو فاصله عبور می‌کند. یا من‌ام که آنها را از دو اسپَسمان عبور می‌دهم، وقتی که در چهرۀ بیننده چیزی می‌خوانم.
 
(از میان یادداشت‌ها)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.