رویا

زبان یأجوج و مأجوج وَ اندر غاز بودنِ مرغ همسایه

 
(از میان یادداشت‌ها)

در سوره‌ی معروف به”عَمِّ جُز”، همان وقتی که، در چهارپنج سالگی‌ها، در دامغان، به “مُلا خانه”، می‌رفتم، از ریتم‌ها و قافیه‌های سوره‌ی “عَمّ یَتَسائلون” سخت خوشم می‌آمد :
“همه می‌پرسیدند، از آن خبر بزرگ، و هر کس چیزی می‌گفت، … ”(1)
بعدها در دبیرستان و همین طور که بزرگ تر شدم، یک روز در دانشسرای مقدماتی (تربیت معلم) زمزمه کردم : عمَّ یتسائلونَ عن النباء العظیم.
آقای خلیقی (2) گفت : بقیه‌ش ؟…
– ..عظیم الذی هم فیه مختلفون، کَلّا سیَعلمون، … الم یجعل الارض مهدا و الجبال اوتاداء و خلقناکم ازواجا…
– واو ترجمه می‌کرد : ( آیا زمین را گهواره کردیم و آیا کوه‌ها را میخ کردیم … ) و جعلنا اللیل لباساً، و جعلنا النهار معاشا. (شب را لباس کردیم و روز را معاش کردیم) و بنینا فوقکم سبعاً شداداً ( و بالای شما هفت شدیدی بنا کردیم) و جعلنا سراجاً و هاجاً (و چراغی از آتش گذاشتیم…)،
– کم کم حیرت کردم که چرا متنی این طور شروع می‌شود “همه می‌پرسیدند، از آن خبر بزرگ، …” در کودکی هم همین جمله‌های کوتاه را می‌خواندم و تازه از نامفهوم بودنشان هم خوشم می آمد.
هفتِ شدید، و کوه که میخ می‌شود، و شب که لباس می‌شود و وقت که معاش می‌شود و … تا آخر این سوره‌ی کوچک که این طور تمام می‌شود : ای کاش خاک بودم، آن هم از زبان انسانی که به دست‌هایش نگاه‌ می‌کند و می‌گوید : ای کاش خاک بودم
تا اینکه در سال ٤٤ در “شعرهای دریایی” وقتی می‌گویم :
در جشن شادمانه‌ی دریا،
ای کاش آب بودم
در آن یکی هوای مرگ است در این یکی شور حیات است.
 
ولی آنچه از محمد در سوره‌ی عمَّ آمده ناتل خانلری را آنقدر عصبانی نکرد که از یداله رویایی در “شعرهای دریائی” :
” آنک کرانه آینه‌ای آگاه،
انسان درختِ تصویر
و حرف‌ها همه گل‌ها و میوه‌ها”.
 
چندان برآشفت و آنرا ” زبان یأجوج و مأجوح” خواند (3)
 
و روزی که با او از “هفتِ شدید”، “وقت را معاش می‌کردیم” و ”کوه را میخ کردیم”… گفتم، به من گفت :
-این جمله‌ها توجیه دارند، و کار نیکان توجیه دارد، آنرا قیاس از خود نگیر.
 
حالا، او که روحیه‌ی آکادمیک و دانشگاهی داشت و وسوسه‌های یک زبان شناس را، که آدم بهش حق می‌دهد. اما محقق ومنتقد جوانی که با او تز دکترایش را می‌گذراند، با باگاژی از فرهنگِ آخوندی، که گاهی هم سر در آخور تفکر غربی دارد، و دارند ، این ساختارهای زبانی شاعران آوانگارد ما را به غرابت تصویر از سبک هندی و یا به تأسّی از شاعران غرب،نسبت می‌دهند که خود به خطاست. و اندر غاز بودن مرغ همسایه است.
 
حاشیه:
– 1 عمَّ یتسائلونَ عن النباء العظیم الذی هم فیه مختلفون…
“همه می‌پرسیدند، از آن خبر بزرگ، و هر که چیزی می‌گفت، …
– 2 معلم درس “زبان عربی”ِ ما در دانشسرای تهران
– 3 ماهنامه ”سخن”، شماره … سال…

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.