رویا

ما انقلاب کردیم یا انقلاب ما را

آنوقت‌ها، شاعران مشهد دوره‌ای داشتند، و جلساتی، متشکل از مهدی اخوان ثالث، محمد قهرمان، احتمالا اسماعیل خوئی، و چند شاعر با اهمیت و بی اهمیت دیگر، که سیدعلی هم  درهمین گروه  راهی به این جلسات پیدا کرده بود .

برای سید‌علی که دیگر دردانۀ خمینی  و “ولیعهد” او شده بود آن دوره هم از دور افتاد و شاعرانش را دیگر نمی‌شناخت و نمی‌خواست بشناسد، نکند کمکی بخواهند  و یا خود، با”بچه‌های خورده” و نیمخوردۀ انقلاب سمپاتی‌هائی داشته باشند.

 مهدی اخوان ثالث خراسانی که همشهری‌اش را، تا این درجه‌ بی وفا و مسخ و منکر نمی‌خواست تعریف می‌کرد که  سیّد، با استکانی از ودکا برپیشانی می‌توانست بر خیزد، و در جمعِ آنها، با شیوه‌ای نیمه‌عربی، ‌نیمه‌باباکرم برقصد، بی‌آنکه قطره‌ای از آن استکان بر زمین بریزد.

تعجبی ندارد اگر همشهری دیگرش، شاعر توانا  محمد قهرمان، دل‌زده از انقلاب، سرودۀ  قصیده‌وار و غرّای خودش را، که با این بیت آغاز می‌کند :

آن روز  یاد بادا ، کز شور انقلابی
شب‌ها نبود تا صبح، یک لحظه خواب ما را

با این بیت تمام می‌کند :

گر انقلاب  این بود، باری به ما بگوئید
ما انقلاب کردیم  یا انقلاب ما را

تا وقت دیگر  قربانت   

 

حاشیه :
* این مصرعِ آخر، و گاهی کل شعر، بارها و سال‌ها به نام مهدی اخوان ثالث همه‌جا نقل می‌شد و او هم، البته، لزومی برای تکذیب نمی‌دید.

متن کامل شعرِ محمد قهرمان :
https://plus.google.com/117353427905241276309/posts/1VYEtbzbRbb

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.