رویا

افسانهٔ مجوّز


واژۀ “جمهوری” معنای کثیفی درایران پیدا کرده است. رئیسش کابینه‌ای دارد از وزیرانی که کابین ندارند، ولی ترسی دارند واهی، از مقامی واهی.

کتاب‌های من هم در این میان دوسال است که طعمه‌ی همین ترس واهی شده‌اند، ترسِ وزیری که در “کابینه” خدمت می‌کند ولی دستور از “بیت” می‌گیرد !
کتاب های یدالّه رویائی و شاعران جوان ما  البته  که ربطی به “ادبیاتِ بیتی” ندارند، ولی سرمایه‌گزاریِ ناشر بیچاره، کتابفروش و کتابخوان، و بازار نشر، در این میان چه گناهی دارند که باید کیفرِ بی‌عرضگی‌های رئیس جمهوری را تاب بیاورند که تعریفِ “جمهوری” را به لجن می‌کشد ؟

همه در انتظار مجوز !

مجوز، آنهم برای کتاب ! خجالت دارد !                         

بیچاره افلاطون، که جمهوری‌ا‌ش را “آزاد و عادل” می‌خواست!  نه سانسور، نه دیکته، نه دستور !
وزیرارشاد اما ازاین بابت مفتخراست. و معتقد است که افلاطون با مقام واهی کنارآمده است. 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.