رویا

نویسش : کورمالی در تاریکی

در متنِ چیزی از تنِ هست. تمتعِ ازآن تمتع از این است، کشفِ آن ضلع پنهان که لذتِ ما را تا اوجِ صفر می‌بَرد، صفرِ نویسش : اوجِ سقوط و همهمه‌ی راه‌های گمشده‌ی پِی.
   
آنجا، در تمتعِ من ازمتن، تن نیز به تمتعی ازخود می‌رسد. این دو فرق چندانی ندارند. لاقل در من. منی که  می‌نویسد، دست !
چه در متن، چه در تن، همیشه دست است که می‌نویسد : کورمالی در تاریکی !  و می‌رسد. آفرینش، اورگاسم !

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.