رویا

بیرونِ شعر

آرش عزیز،

ما باید واقعیت‌های این جهان، وفنومن‌های هستی را، نه آنچنانکه هستند و می‌نمایند، بل آنچنانکه نیستند و باید باشند، و یا ما می‌خواهیم که باشند، بشناسیم. و نمای پنهانشان را به آنها بدهیم. و این عشق وهیجان را یک شعر به ما می‌دهد ، یک سروده، یک قطعه، که تظاهری از زبان ماست.

 زبان ما در درون ِقطعه  به همه چیز ِ بیرون جذبه می‌دهد، و همه چیز را از جذبه می‌اندازد. و بدینگونه است که ما دروقت سرودن، و درجریانِ تکوینِ یک شعر، درونمان را به بیرونمان می‌دهیم. در چنین آناتی همه چیز، خارج از ما می‌گذرد وما چیزی جز خارج خود نیستیم. در چنین آناتی ترکِ ارجاع خارجی به تعبیر از “اُتورِفِرانس”ِ یاکوبسون*  حرف پرتی‌‌ست .

تا وقت دیگر قربانت

autoréférence  (Jacobson)  *

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.