رویا

شهریور ۱۳۹۶

                دوستان،

                بستگان و دلبستگان من،

                مهربانان فیسبوک،

                فرزندانِ لغت،

                شُمایانِ عزیزِ دور از من !

سُکوتِ مرا ببخشید. خطاب‌های شما، وَ واژه‌های مهربانتان از هرسو، آسایش
جانِ‌من بوده‌اند که با من، وَ با روانِ نَژَندِ دخترمن، تا همیشه می‌مانند.

                                        یدالّه رویائی

                          چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۶

 

1 Comment

  1. رویا جان، کاش این خبرهای “بد ” از راه نمی‌‌رسیدند. کاش ما پیش از شنیدن، می‌‌رفتیم. دیروز از دوستی‌ که در ارمنستان است، خبر را لای حرف‌های ا ش شنیدم. هنوز، آن سفرِ خوش، پیشِ روی من است. هنوز عکس ها، هستند، اما عزیزان ِ من و تو ، نیستند. ما به اندازه ی عکس‌ها هم ، ادامه نداریم.”سارا ” رفت. “شانتالِ من ” هم . امروز و فردا ، یک سال می‌‌شود که نیست و هست . که بیش تر هست. بیش تر از وقتی‌ که بود. چه ۸ سالی‌ بر ما گذشت. هولناک….می‌ دانم که تو هم بهتر از همه، این ” هول ” را می‌‌شناسی‌. گفتم ، خودم را به تو برسانم که بگویم : ساعتِ سنگین ا ت را می‌‌فهم ام. و با تو ام. مثلِ سفرِ نیس…با تو ام…( پس از رفتنِ پستچی : از هر کس که پرسیدم، تلفنی، نشانی‌ ، چیزی ندارید، گفتند : نه‌ ! هنوز عوض نشده ایم ،که “عوضی‌ ” شده ایم. دوست می‌‌دارم روزی گپی‌ داشته باشیم. این شماره ی من است : )

    1-949-4887852

    Shahyar Ghanbari

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.