رویا

شعرهای “انقلابی”

آرش عریز

میشل لیریس(1) شاعر و نویسندۀ فرانسوی، در مکاتباتش با ژُرژ باتای(2) در جائی می‌نویسد که :

هر شعر واقعی از انقلاب جدائی ندارد

Toute Poésie vraie est inséparable de la révolution

گرچه در اینجا غرض از شعر، شعربطورکلی‌ست، و غرض از انقلاب، انقلاب هنری ؛ ولی در فرهنگِ سوررئالیستی و تمایلات چپِ آن بخصوص پیش ما در ایران، چنین جا افتاد که : شعر نویسش است و انقلاب سیاسی‌ست.

که اگر چنین باشد، آن جملۀ  را ناچار می توان اینطور خواند که :

هر سرودۀ (قطعه شعر ِ) واقعی از انقلاب جدائی ندارد

Tout Poème vrai est inséparable de la révolution

و این حرف می‌تواند مبتذل‌ترین حرفی باشد که هفتاد سال است بر قلم منتقدان ما و چند شاعر برجستۀ ما   جاری می‌شود، و من هربار که گفته ام نه ، هدف تیرهای طنز وطعن و دشنام بوده‌ام : شاعر ِاریستوکرات، شاعر برج عاج، شاعرِ اشرافی، بورژوا، بی مسئولیت، بی تعهد، بی درد، و…

نه ! شعر‌های حقییقی همیشه جدا از انقلاب‌ها به وجود می‌ایند. هیچوقت هیچ شعر خوبی از بطن انقلاب برنخاسته است. شعرهای بدِ دنیا شعرهائی‌اند که از متن حوادث برخاسته‌اند  و یا خواسته‌اند درباره‌ی حوادث باشند.

تا وقت دیگر  قربانت

                                        

1-Michel Leiris
2-Georges Bataille

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.