رویا

من لحظه جا

 

اکنونم

اکنون من‌ام

میان من و اکنون چیزی نیست ـ لحظه اگر چیزی باشد ـ

 

لحظه چیز نیست

می‌گذرد چیز

لحظه می‌ایستد

لحظه جا می‌ماند

جا می‌شود

جایی برای توقف چیزی که لحظه نیست

 

که هیچ لحظه در من و در اکنون نیست

آن ام و آنَن ام

نون ام

لحظه‌ی اکنونم

پیش از آنکه به دنیا آید

می‌رود از دنیا

 

___

پاریس، ژانویه ۲۰۱۷

 

2 Comments

  1. “لحظه چیز نیست
    می‌گذرد چیز
    لحظه می‌ایستد
    لحظه جا می‌ماند
    جا می‌شود
    جایی برای توقف چیزی که لحظه نیست”
    دکتر رویایی نازنینم،
    در جریان ساخت قطعه ی دوم “هر سایه پرنده ایست” به زمان فکر می کردم در جایی به مفهوم عکس و عکاسی رسیدم، نمی دانم چگونه و چطور، اما به این جمله ات در آن زمان رسیدم و حالا از تو می خوانم: “جایی برای توقف چیزی که لحظه نیست” . انگار هر عکسی توقف لحظه هست و آنی هست که بی انتها در
    تکرار، مکرر می ماند. تکرارِ هیچ، هیچ ِ بی انتها، انتهای مکرر!
    پس آیا ما در هیچ ِ مکرر ممتد و متواتر می شویم؟
    می بوسمت،
    مازیار

Leave a Reply to Maziar Fallahpour Cancel reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.