رویا

گذشته سازی


آرش عزیز، 

آنچه نداری در رویا داری. رویای تو هرچه غنی‌تر، فقرِ تو بیشتر.
همیشه چیزی از
تنِ تو در رویا هست ؛ به آن اگر نرسی، تکه ای از
تنِ تو برای تو ناشناس می‌مانَد. مثل بسیاری از خاطره‌ها که خلقِ خاطره‌اند
و ترکیبی از تکه‌های ناشناس. زندگینامه‌ها و گذشته نویسی‌هائی هم که می‌خوانیم،
پر از همین تکه‌های تن و تن‌هائی است که با رویاهاشان در وقت خود
کنار نیامد‌ند و حالا رویائی درمتن شده‌اند در کنار آنها
که رفته‌اند.


گفت
ـ همه عجله دارند گذشته‌ها‌شان را بنویسند یا بنویسانند،
  هیچکس به فکر فردا نیست.

گفتم : چرا، فردا را هم  بهش می‌رسیم.

– کِی ؟

– وقتی گذشته باشد.

                                                                         تا وقت دیگر  قربانت

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.