رویا

فریدون آدمیت


آرش عزیز،

"غرب زدگی" ِ آل احمد را خوانده باشی یا نه، برای تو که همیشه سری در تاریخِ سیاست و در سیاستِ تاریخ داری ؛ بد نیست نقل این جمله از فریدون آدمیت را هم داشته باشی :
"غرب زدگی انبانِ پر از کاهی را می‌ماند که چند دانه گندم در آن می‌توان یافت" … و
کمی دورتر :
"هرچه در ذهن کج و کوله‌اش می‌گذشت بر قلمِ شلخته‌اش جاری می‌شد".
نقل این جمله‌ها برای تو از آن کردم که برای من فایل "صحرای محشر"ِ جمال زاده را فرستاده‌ای با آن نامۀ عصبی وجسوری که مولفِ "غربزدگی" به او نوشته بود.


فریدون آدمیت مورخ شریفی بود. بزرگ بود.  روشنفکری با هوش، فروتن، سخت کوش، استاد درس "تاریخ دیپلوماسی" در دوره‌ی دکترای دانشکدۀ حقوق، درس‌هایش را دیکته می‌کرد و ما در جزوه‌هامان می‌نوشتیم ؛ چون تا پیش از او هیچ منبعی وهیچ تألیف جمع و جوری از تاریخ دیپلوماسی ایران وجود نداشت .
سال‌های چهل، "شعرهای دریائی" تازه درآمده بود، و درگرفته بود. می‌دانستم که چیزهائی از من می‌داند.
در امتحان شفاهی سال
ِ آخر، او از "دارسی" سوال کرد و من از "میرزا مِلکُم خان" جواب دادم ؛ چیزی نگفت، منهم تا آخرادامه دادم. و او تا آخر گوش کرد، نمره‌ای داد، و با لبخندی پوشیده، گفت : بفرمائید.
حرکت دستش روی کاغذ  دو رقمی می‌نمود.
در را باز کردم و با لبخندی نه چندان پوشیده، گفتم : مرسی استاد !
و دیگر هیچوقت ندیدمش.


      تا وقت دیگر قربانت

 

1 Comment

  1. Commentaires
    اقای رویایی عزیز، کافی نبود، نه هر کس حوصله تاریخ با ان همه وصله و پینه که به تنبانش هست دارد و نه این روزها که میل اینترنت امان همه را بریده است سری در کتاب فرو می کند، که شده است مصداق نخ به ماتهت سوزن کردن، بجای سوزن به انبار کاه جستن، خلاصه، خب کمی چاقترش کنید ، چند خط بیشتر که اشکالی ندارد، گیرم که نخوانند، شما برای دل ما بگویید که تاریک روشن میشود با این کیل قطره چکانی که بزرگوارانی مثل شما گاهی اشارتی می کنند، مابقی خشکسالی کمی فکر تر و تازه است در این محشر کبری !!!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.