رویا

نمایشگاهِ کتاب، مرگ ِکتاب : اول سانسورش میکنند بعد نمایشش می دهند

کتاب اگر باز نشود می‌میرد، باز هم که شود از مرگ نگریخته است. کتاب‌های بی مرگ کتاب‌های تنها هستند. چه کتابی تنها نیست ؟ و کتابِ تنها چگونه کتابی است ؟ من فکر‌می‌کنم کتاب‌ها خودشان از پیش سرنوشتِ خودشان را می دانند. آنها محتوای مرگ و زندگیشان را در خودشان دارند، و از همان اولین صفحه‌ها رو به همین محتوا باز‌ می‌شوند .
 نمایشِ کتاب هم مرگِ کتاب را عقب نمی‌اندازد. ترجیح مؤلف هم جاودانش نمی‌کند. یک کتابِ جاودان جاودانگی ِمؤلف نیست، بلکه برعکس مرگِ مؤلف را جاودان می‌کند. چرا که کتاب زمانی جاودانه می‌شود که تنها می‌شود، وَ یک کتابِ تنها همیشه منهای مؤلفِ خود زندگی می‌کند. تنهای تنها، بی نما و بی جنجال، که خواندنش چیزی جز خودش را حضور نمی‌دهد.
پس ترجیح می‌دهم که ترجیح ندهم، و هیچ نگویم، وَ یا که هیچ بگویم.
امیدوارم هیچیک از این کتاب‌ها خواننده را بمن نزدیک نکند !

* در پاسخ سؤالی از جمشید چالنگی : کدام یک از کتابهاتان را بیشتر دوست دارید و یا ترجیح میدهید ؟
 بازتاب از مجلۀ تماشا، مهر ماه  ۱۳۵۷  و   کتاب "از سکوی سرخ

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.