رویا

امیدِ آمدنِ لغتی


 

سوغات سال نو را  شعری نخوانده می‌خوانم، عیدانه،  و با آن برایتان امیدِ کهنه‌ای را نو‌می‌کنم.

تا آن روز !

 

 

آنچه زبان می‌خورد

همیشه همان چیزی‌ست

که زبان را می‌خورد :

امیدِ آمدنِ لغتی

لغتی که نمی‌آید

 

تو آنسوتر   آنجا‌تر

برابر من  ایستاده‌ای

برابر بامن

و چهره‌ام

چیزی به آینه از من نمی‌دهد

 

چیزی  از آینه   درمن می‌کاهد

و انتظار صخرۀ سرخ

                      – نوکِ زبانِ تو – 

 امیدِ آمدنِ لغتی‌ست

لغتی که نمی‌آید

.

6 Comments

  1. بس که بد می گذرد زندگی اهل جهان / مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند
    سلام استاد!
    شعر زيبايي ست لذت بردم

  2. وحی «تا» بر حیای عرق
    املای گل فرمود
    و عطر «هو» در ابتلای ورق پیچید:
    مبارک لب های «لا»
    بر استکان این فارسی.

  3. در جستجوی آن لغت تنها…
    چقدر دوری را این جستجو میتواند بی معنا کند. وقتی که چهره ام به تنها در آینه عادت نمیکند. به دوری که از شما در خودم می رسم. و ” انگار سالها رفته ای که روبرویم بنشینی”….
    و در آستانه ی سپری شدن این پوست ام چقدر تنها ماندم.
    رویایی عزیزم! مجموعه ی شعر من نیز با عنوان ” تا پوست ام سپری شود” امسال روانه ی نمایشگاه کتاب می شود . و از من جدا. ده سال زیست شعری را تحویل بهترین مخاطبانم میدهم. خائن ترین هاشان!

  4. جناب رويايي بزرگ
    تفكر پشت اين چهره اي ، كه حتي نم به آينه ها پس نمي دهد و روشن است كه هيچ آينه اي هم به درونش راه نخواهد برد ، هميشه براي ستودني و بسيار قابل احترام است .
    آن لغت آمدني ست . نه دور است و نه دير …

  5. ئومێدی هاتنی پەیڤێک
    ————————-
    ئەوەی زمان دەیخوا
    هەمیشە هەمان شتە
    کە زمان دەخوا
    ئومێدی هاتنی پەیڤێک
    پەیڤێک کە نایە
    تۆ لەولاتر لەوێتر
    بەرامبەری من وەستاوی
    بەرابەر بە من
    ڕوخساریشم
    شتێک بە ئاوێنە لە من نادا
    شتێک لە ئاوێنە لە مندا دادەشکێ
    چاوەڕێبوونی زناری سووریش
    -سەری زمانی تۆ-
    ئومێدی هاتنی پەیڤێکە
    پەیڤێک کە نایە

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.