رویا

گول و گودال ِ عرفان


آرش عزیز،

ما ازعرفان چیزی نمی‌دانیم، چیزی ندارد که بدانیم. عادت این است که آن را به قلمرو فرزانگی  می‌بَرند، اما در قلمرو فرزانگی، عرفان حرفِ کمی است.

ما در وقتِ شعر است که عارف‌یم، نه عارفِ همه‌ وقت. تنها به وقتِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِِ شعر، وقتی که می‌نویسیم. تنها به وقتِ شعراست که عارفِ آنچه شعر به ما می‌دهد می‌مانیم. بهترین وقتی، مساعدترین وقتی، که قدرتِ شناختِ عجیبی داریم. و عارف، تنها به یُمن همین شناخت عجیبش است که عارف می ماند : شناخت ! (معرفت). و گرنه، این ضلال و گمراهی‌ست که هروقت و همه وقت به چیزی – یک چیز- درآویزیم. یک چیز وهیچ چیز جز او. و این همان چیزی است که ما را به دورِ باطل – صوفیسم – می کشانَد. به گول و گودال، عبادت و درویشی، تکرار : جویدن و دوباره جویدن.

  تا وقت دیگر  قربانت

1 Comment

  1. مهربان عزیز
    آیا سهراب در مجموعه آخر خود به حجم نزدیک شده است واگر عمر بیشتری میکرد این
    مکانیسم اورا فرامیگرفت؟
    – بله ذهنی حجمی داشت،
    از کتاب “حجم سبز”و و نقاشی هائی که در فصلنامۀ انتشارات “روزن” درمی اورد تا انتشار مانیفست حجمگرائی، که از آن استقبالی کاملا شخصی میکرد، و امیدوار بود که این جنبش درشعر ایران قوام بگیرد . ماباهم یسیار محشور بودیم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.