رویا

از شباهت تا حرکت




 آرش عزیز،

شعر به علتِ جستجوی شباهت‌ها، وحدت را از میان برده است، انسان‌ها را به هم نزدیک نکرده است، اشیاء را در جدایی‌هاشان دیده است. در دو طرفِ شباهت ایستادن، و به طرفِ هم نیامدن، دشمنی و رقابت و بی‌تفاهمی آوراست. ازاین زاویه شعر دشمن بشریت بوده است.

تا اینجا شاعران عادت کرده‌اند همه چیز را شبیه هم ببینند، آنکه شبیه چیزی است به چیزی که شبیه اوست اضافه می‌شود :  "مرغ ِسکوت"،"اسبِ تمنّا"،" نهر ِتنهائی" نخ ِتماشا"، لعابِ مهتاب "سرمۀ خورشید"" شعلۀ گیسو"، تابستان ِبازو …1 این اضافه‌ها چه تشبیهی باشند چه توصیفی همیشه دوطرف دارند، وهردو ساکن. تا آنجاکه حیاتِ شعررا، تا عصرما هنوز، ایستادن دردوطرف (ایستائی) تصرف می‌کند : اضافۀ تشبیهی، یک عادتِ باستانی در شعرما و در شعردنیا.

ما باید این عادت را از شعر برداریم. شکارِشباهت ها ما را از کشفِ فرق‌ها باز‌می‌دارد. ما باید حرکت چیزهارا جانشینِ شباهتِ‌ها‌شان بکنیم. وبه مفاهیم و اشیاء به جای  تشبیه و توصیف، حرکت و عزیمت و برخورد بدهیم.

معنای این سفارش ِمن البته آن نیست که اضافۀ تشبیهی را درشعر، و در جای خود، بکلی فراموش کنیم. از ایستائی ِچیزها تا حرکت‌هاشان فاصله‌ای ست، فاصله هائی ست. فاصله‌ها درکجا و از کجامی‌آیند ؟ این فاصله ها را معماری حجم اداره می کند.

 

  تا وقت دیگر  قربانت

 

 

1به ترتیب از احمد شاملو، سهراب سپهری، نادر نادر پور و آندره برتون

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.