رویا

در غزل امروز

 

س – توجه به قالب‌هاى كلاسيک، و روی‌آوردن به اوزان عروضی، بویژه در سال‌های اخیر، را چگونه می‌بینید ؟ شما وزن را رکن ضروریِ شعر می‌دانید یا بنظر شما می‌توان وزن را درشعر کنار گذاشت ؟

 

-… این چهرۀ تازه‌ای که در غزل امروز ارائه می‌شود، شکی نیست که حرکت زاینده‌ای‌ست، در زندگیِ زبان و هم در گستره‌ی خیال.

البته كه می‌توان وزن را كنار گذاشت، ولى آنهايى می‌توانند وزن را كنار بگذارند، كه آن را شناخته باشند ؛ وگرنه چه چيزى را كنار بگذارند ؟ و اتفاقاً در كنار گذاشتن وزن است كه می‌توان از ميراثِ آن بهره جست. نه‌ تنها در شعرِ بى‌وزن، بلكه در نثر هم وقتی ميراثى از وزن پشت سر دارد، همیشه آنکه می‌نویسد بر آن‌چه مى‌نويسد اشرافى ديگر دارد.

اصولا شاعرانى كه هم عروض کلاسیک را می‌شناسند، و هم  "عروض شکسته"ی نيمايى را، ظرایف و كاربردِ زبان را هم بهتر می‌دانند ؛ چرا‌ كه زبان فارسى، به جهت انعطاف‌پذيرى و "پلاستيسيته‌"ي آن در بازى با هجاهاى بلند و كوتاه، و طنينِ‌حروف، جهان ِجادوئی ِخاصى به شعر ارزانى می‌كند. اين جهان جادوئی را جز با شناختن وزن و دقایق عروض نمی‌توان شناخت، ویا با برداشتهاى حسّى و موسيقايى در جهان ِبیکرانه‌ی ریتم.    و ریتم، نه تنها در نویسش، که سهم بزرگ خود را در خوانش می‌شناسد.



برچیده از کتاب "عبارت از چیست"، انشارات نگاه – تهران، چاپ دوم ۱۳۹۴

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.