رویا

از میان یادداشت ها

 

این عکس ها را که دیدم به توما گفتم حالا از من عکس نگیر، فعلاً دارم بالا می آرم :

شاعر در بستر، شاعر در زیر دوش، شاعر بر پنجره، بر بالکن. شاعر در پیژاما، با سرپایی، شاعر به افق نگاه می کند، با چشم های ریز ـ نگاه شاعر به دوردست -. شاعر با چشم های درشت ـ نگاه شاعر به نزدیک -. شاعر می نویسد، شاعر فکر می کند، شاعر دست بر پیشانی دارد. شاعر شاپو به سر می گذارد، شاعر شاپو از سر بر می دارد.

شاعر می خوابد، شاعر بیدار می شود.

شاعر دست بر چانه، شاعر چانه در دست.

شاعر در حال خروج از خانه، شاعر در حال ورود به خانه.

شاعر در کوچه از پشت. شاعر از روبرو در کوچه، شاعر در آشپزخانه قهوه می سازد، قهوه می نوشد. شاعر آشپزی می کند، بلد است نیمرو بپزد. شاعر برشی نان گرم در دهان می گذارد، شاعر می جود، با دهان بسته، با دهان باز، شاعر کتاب بازمی کند، می خواند. شاعر کتاب را می بندد، شاعر از قفسه کتاب بر می دارد، کتابی با تصویر خودش، می خواند، شاعر با دهان باز، شاعر با دستی در هوا. شاعر اخم می کند. شاعر لبخند می زند. شاعر دهن دره می کند. شاعر خسته است، شاعر خمیازه می کشد.

آلبوم را می بندم، عکس ها ادامه دارند…

              (محمود درویش درآلبوم عکاس مشهور، توما ویرجینی)

 

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.