رویا

هویت بازی، هویت سازی

آرش عزیز،


هویتِ من یداله رویایی است، و یداله رویایی چیزی از هویتِ ملی ِ من است. من تعریفِ خودم هستم، و "هویت ملی" هم بدهکار تعریفِ من است. 

هرکسی "هو"ی ِ خویش است، و یا "هی"یِ خویش، که چیزی جز"اََنَا" نیست. آن "من ِ" مرموزی را هم که در من است "او" نمی سازد، چرا که "اَناالباقی" است. من‌ همیشه باقی‌ است. و آنکه باقی‌ است رَوَنده است.

تو بر آن عشق بازی که باقی است

        من بر آن عاشقم که رونده است    (افسانه)ه


مثل ملت‌ها و ترکیب‌هاشان و آنچه ملی شان می کند وگرنه "هویت‌های‌ ملی" شناسنامه‌های کثیفی هستند که جامعه‌شناسان برای مردم دنیا و احوال‌شان می‌سازند : یک تُرک که نمی خواهد با فارس بمانَد، یک کُرد که نمی خواهد با تُرک بسازد. یک مقدونی که صِرب را پس می‌زند، یک ایرانی که آغوش برای تاجیک و افغان باز میکند.همیشه آنکه خودش نیست، و عاریه است، می خواهد ملی، و ملی تر، باشد، اهل قوم و قبیله باشد، و تعلق داشته باشد. بودن ِ او در متعلق بودن ِ اوست. حالا که "هویت مذهبی" هم همه جا سر برآورده است تا "ملی" را از هویت بیندازد، رغم ِ "هویتِ قومی" که آنهم حالا همه جا خود را ملی می خواهد.

 ِ هویت های ملی، هویت های قومی، هویت های مذهبی، هویت های ملی-مذهبی …اوف ! شرم ِ روشنفکری که بر این بازی درآویزد. آنهم در این عصر ِ جهانگرائی (موندیالیزاسیون) که در آن، انیّت هرگونه هویّت را از پا در می‌آورَد. این را چاپِ نومریکِ "من ِ گذشته امضا"* به من می‌گوید، که امضا، وقتی که کاغذی نیست، کائناتی است. هم هُو را و هم هویّت را به عالمی دیگر می برَد : هوئی در کوه، پژواکی در کائنات.


 تا وقت دیگر قربانت


نشر ناکجا

                                

2 Comments

  1. کمی از سنگ را از حرارت واژه خالی کن
    تادفتر مذابت
    انجماد خواندن بگیرد.
    تقدیم بادوستی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.