رویا

مستأصل

                                    
س – استاد نظرتون در بارۀ شعر رویائی چیه؟
ج – اُه…حرفشو نزن، حوصله ندارم (در طرفه العینی سایه ملول شد)
س – چرا ؟
ج – پرت و پلاست
( با دست و چشم و صورت و صدا شعر رویائی را پس می زند)
س –  با خودش هم آشنا بودید ؟
ج –  بله زیاد
س – چرا اینطور ترش کردید ؟
ج – نمیدونم، سختمه بگم، ولی به نظرم صداقت درش نیست.
       ………………………………………………………………….
        …………………………………………………………………
س –  استاد نگفتین چرا شعر رویائی رو  دوست ندارین ؟
ج –  ( با کلافگی مطلق) چه می دونم…. چرا نداره (از روی ناچاری می خندد)
س – یعنی هیچ شعر خوبی نداره ؟
ج –  به حضرت عباس نه !
(سایه وقتی مستأصل می شود به حضرت عباس(ع) قسم می خورد)

 نقل از کتاب "پیر پرنیان اندیش" ، خاطرات هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه)

 

5 Comments

  1. زبان نقد حضرت عباس را کم داشت، نقد ادبی ازاین بابت بدهکار هوشنگ ابتهاج می ماند. منتقد‌هاهم دیگرمی توانند بوقت استیصال به این حضرت بعنوان یک پرنیان بیاندیشند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.