رویا

ما آدمیم

 

  چشممان کور *    مازیار حبیبی نیا                              

…" افتتاحیه‌ی بیادماندنیِ قرن گذشته، کشتارهای جنگ جهانی اول است. پس از گرسنگی و فقرعالم‌گیر درسال‌های ١٩٣٠ گاومان دوقلو می زاید : نازیسم و فاشیسم. اندک زمانی پس از آن، ژاپنی‌ها محله به محله در شانگهای چینی‌ها را گردن می‌زدند. در گوشه‌ی دیگری ازدنیا گولاکِ استالین برپاست وجوخه‌های اعدام ارتش سرخ. جنگ جهانی دوم درآمارِکشتار می شود جنگ جهانی ِاول ِ جهان. بمباران‌های اتمی ِهیروشیما و ناکازاکی پرونده‌ی این جنگ را می‌بندد ولی پیش از آن که جهان فرصتِ سرشماری جنازه‌هایش را در نیمه‌ی اول قرن پیدا کند، در جنگ از قلم افتاده‌ی کره با پشتیبانی سازمان ملل متحد، دو و نیم میلیون جسد تازه به کل آمار قبلی اضافه می‌شود. کمتر از یک سال بعد فرانسوی‌ها به جان الجزایری‌ها می افتند و بعد نوبت به ویتنام می رسد. آمریکایی‌ها، دو هزار روز از این جنگ را به نام خود ثبت می‌کنند و همزمان در کورس مسابقات تسلیحات هسته‌ای، در رقابت‌های جنگ سرد، مقابل روس‌ها قرار می‌گیرند. در همین احوال ده‌ها هزار کشته‌ی دیگر از جوخه‌های مرگ اسالوادور، شیلی، آرژانتین و گواتمالا روی دست تاریخ باد می‌کند و مدتی بعد خِمِرهای سرخ تصمیم می‌گیرند تمام شالیزارهای کامبوج را با خون دو میلیون نفر آبیاری کنند. در اوآخر این قرن با شکوه، پس از چندین دهه سلاخی مستمر، وجدان بیدار بشریت عبارت غیر انسانی «نسل کشی» را به «پاکسازی قومی» تغییر می‌دهد. جنگ‌های داخلی مد روز می شود و صدها هزار نفر در کواسی، بوسنی ، تاجیکستان، آنگولا، اتیوپی، لیبریا، سیرالئون، کنگو، زئیر و گوآندا آن قدر قصابی می‌شوند تا بالاخره قرن بیستم تمام می‌شود و بشریت در کمال بی معرفتی قرن دیگری را آغاز کند. ٢

نظامی قرن‌ها پیش‌تر گفته بود:

معرفت از آدمیان برده اند  

و آدمیان را ز میان برده‌اند

و نکته‌ی بسیار تلخ قضیه اینجاست که متاسفانه نظامی این بیت را هشتصد سال پیش در دوره‌ی سلجوقیان و درباره‌ی زمانه‌ی خودش سروده است. خسته نباشیم! "…

٢ ذکر همۀ فجایع تاریخی در این رزومۀ سیاه ممکن نبود ولی فکر می کنم با همین موارد هم تمام حیثیتمان به عنوان آدمیزاد زیر سوآل رفته است.

 

·         ماهنامۀ "شبکۀ آفتاب" شمارۀ ٢ شهریور٩١

4 Comments

  1. پدرم گفت مرا . . .
    که ز شغلش راضی ست
    از همان شغلی که
    دیگران را قل و زنجیر برند
    تا که فردا شب نیز
    سفره ننگ در این خانه مهیا باشد
    سفره همواره بجاست
    سفره همواره بجاست
    ننگ بر سفره رنگین پدر . . .
    تقدیم به جمشید اروجلو . . . آدم فروش و بازنشسته سپاه پاسداران

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.