رویا

مبادلۀ ابعاد، ضلع سوم ِ دیدن

  "بخند!

  زلفی بپاش و شبی تازه کن، عروس!

   می خواهم از خلیج

   خرما بیاورم"

                           امین مرادی*

 

 

آنچه هست تظاهری است از آنچه هست (هوسرل).   

در ضلع سوم، هیچ چیزی از شباهت نمی‌‌گذارم. اینکه یک چیزی با چیز دیگری در می‌‌گیرد ، و یا در آن دخالت می‌‌کند، نمی‌‌تواند درشباهتی که با آن پیدا می‌‌کند جزئی از تعریف آن چیز بشود. آنها در لحظۀ دیدن و دیده شدن هنوز با ذهن من ربطی‌ پیدا نکرده اند، ولی‌ ربطی‌ به بدن من پیدا کرده اند، من آن دو بعد را با چشم، با دست و با چیزی از تن خود کشف می‌‌کنم، و می‌‌بینم. اما آنچه من آن را عمق می‌‌نامم چیزی است که با ذهنم به آن شکل می‌‌دهم. و ربطی‌ به شباهت‌های شئ‌ و صفات آن ندارد، بلکه دخالتِ من در هستی ِ‌ آن چیز است، که ربطی به چشمم و به نگاهم‌ پیدا نمی‌‌کند. بلکه به فضایی و به اسپاسمانی پیدا می کند که در داخل آ‌ن‌ چیز می‌‌گذارم، که هیچ ربطی‌ به جای نگاه من روی آن چیز ندارد. جای نگاه من چیزها را با هم می‌‌بیند و نه درهم. در حالیکه فضایی که من درون آن نگاه می‌‌گذارم به حضور من در آن چیزمربوط می‌‌شود، مستقیماً. چون خودِ آن هم برای خودش حضوری است و این دو حضور ابعاد خودشان را با هم مبادله می‌‌کنند. و در این مبادلهٔ بعد‌ها است که حجم شکل می‌‌گیرد. 

* از مجموعه شعر "از دفتری به همین نام"، امین مرادی، انتشارات افراز، ١٣٩٠

3 Comments

  1. کتاب جدیدت (هلاک عقل به وقت اندیشیدن) رو از کتاب فروشی در تبریز پیدا کردم و خریدم. ولی سایتت هم چنان در فضای فیلتره. فرقش رو نمی دونم
    – آقای غلامی، فرقی ندارن ، کتاب حتی بیشتر فیلتر شده، هم از طرف ناشر هم از سانسور.فیلتر سایت ها هم چیزی را نجات نمی دهد. مذبوحانه است.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.