شعرخوانی

دلتنگی شماره 6

 

دلتنگی شماره 6 from yadollah ROYAI on Vimeo.

                                                                به اتفاق فروغ فرخزاد  

  

 

 

شب، در گریز اسب سیاه

یک صف درخت باقی می ماند

در چهار کهکشان نعل،

 یک صف درخت

بی شیهه می گذشت

 

رگِ بریده دهان باز کرد وریخت

افق دراز،

دراز

درازِ لخته لخته، درازِ مذاب.

 

زنی در اصطکاکِ ران‌هایش

گُر می گرفت

ستاره ای رسیده، در تهِ خود چکه کرد

صدایی، از سرعت پرسید :

کجا ؟

کجا ؟

اما جواب،

               گذشتن بود

 

و در گریزِ اسب سیاه،

سرعت پیاده می رفت

سرعت، صف ِ درخت بود

                                  که می ماند 

 

4 Comments

  1. وقتی شعرهاتون رو می خونم ، تازه واژه معنا پیدا می کنه . معنا ها پیدا می کنه که مرتعشن و در هم به گونه های تازه شونده ای هم مرتعشن .
    جالبه که بخش اعظمی از چیزهایی که به نام شعر می خونم ، برای من ممکنی بیش نیستن . فقط اونجا که غیرممکن ، وجود می گیره و یا به عبارتی ممکن در وجودش وسواسانه نارسیس میشه ، خطر می کنه به پریدن در چهره اش در آب-آینه ، اونجا شعرو می بینم . گاهی یک رفتار ، یک کلمه ، دو کلمه ، یک صامت دیدم که چنین کرده بود .
    رویایی عزیز ، عاشق وضعیتی هستم که شما و دوستانتون به شعر فارسی هدیه کردین. بدون شما ، شعر فارسی برام به وسعت فراجهانی ش نمی رسید . لذتم رو مدیون شما هستم .
    تا همیشه
    باید می گفتم
    سپاس
    کیوان

  2. با این شعر زندگی کردم
    زندگی…
    خوشحال شدم که با صدا و تصویر شما استاد عزیز خاطرات شکل دیگری پیدا کردند

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.