رویا

بهار عرب، گول !

 

آرش عزیز،

 

            قذافی و مبارک و بن‌‌علی هر چه بودند لااقل در یک چیز مشترک بودند، اینکه هر سه دیکتاتورهایی بودند لائیک، که با ارتجاع مذهبی، وعقب گردهای "القاعده"ای، در مبارزه بودند. ما نباید برای از دست دادن آنها ، وشاید هم به زودی بشارالاسد، شاد و مفتخر باشیم. بربریتی که درلیبی روی کار می آید، درمالی، واین فناتیک‌های " قانونگزار" درمصر، وبتازگی درمراکش، یک خجالتِ بین المللی است. یک بین الملل ِ خجل، گول و گمراه!

حالا تو، با این دمونستراسیون‌های بُرقع در خیابان‌های بروکسل و لندن، به عنوان یک فیلسوف به من بگو، بین یک دیکتاتوری ِلائیک و یک دیکتاتوری مذهبی کدامش را برای مردم بدتر و بلاتر می دانی؟

 

                                                               تا وقت دیگر قربانت

 

9 Comments

  1. با سلام خدمت استاد رؤیایی عزیز.
    به نکته‌ی ظریفی اشاره کردید.
    جسارتا من کش‌آمدن بیشتر از حد دیکتاتورهای لائیک را برای عاقبت جوامع سنتی بدتر می‌دانم چون مدت بلوغ طبیعی مردمشان را به تاخیر می‌اندازند.
    گویا این از مراحل پروسه‌ی بلوغ ملتهاست که باید پس از دیکتاتورهای لائیک یک دیکتاتورمذهبی را تجربه کنند و با روی کار آمدن آنها مردم در عمل تجربه کنند که نمی‌توانند قید اراده‌شان را حتی در مذهبی که با قطعیات و حق و باطل سروکار دارد و تعابیر حق و باطلش هم سوء تفاهم برانگیز است را در اجتماعیاتی که نیازمند توافقات نسبی و غیرقطعی است بزنند.
    برای رسیدن به چنین فهمی شاید گذر از مرتبه‌های دوزخ یک دیکتاتوری مذهبی ضروری باشد. به نظر من “فهم” نتیجه‌ی درک و تجربه‌ی عملی است و “فهم عمومی” برای زندگی مسالمت آمیز محترمانه در اجتماع، تنها از بن‌بست مذهب اجتماعی بیرون می‌آید.
    تنها امید ما این است که ظلمها و رفتارهای دیکتاتورهای مذهبی، برای روشنفکران و مردم کم‌هزینه‌تر باشد …اما نتیجه‌اش منجر به درک و فهم عالی شود.
    سیر تکوینی “بلوغ” ، عوارض و ناهنجاریهایی در بر دارد که خوشبختانه ملت ما را چندسالی از کشورهایی که وصفش را کردید جلوتر انداخته.
    با این تعبیر، من از رهبران جمهوری اسلامی متشکرم که کاتالیزوری شده‌اند برای یک جامعه‌ی سکولار در آینده‌ای نه چندان دور. شاید به عمر ما کفاف ندهد اما گویا در این راه میان‌بر بهتری وجود ندارد که باید پذیرفت.
    همواره سلامت، شاداب، پویا و بالنده باشید.
    با احترام.

  2. جناب دکتر یداله رویایی بسیار گرامی
    گول = دروغ / غایت ِ بقاست در مفهوم وجز جامد شامل ِ جهان ِ پـُر تکاپوست که معنا در آن معمولن گمراه ست و آدمی و حیوان از آن هم کاسه سهم می برند برای زیستن .
    چه بسا که انسان / گول = دروغ را از حیوان آموخته باشد هنگامی که زمستانی بی پایان یخ ضخیم بر پوشش ِ نفوذ ناپذیر دریاچۀ بی قلب می سازد و رفع گرسنگی را چاره ایی نیست تا مشت ِ بی تزلزل جانور کوفتن بگیرد وسوراخی بیافریند تا ماهی بقا را صید کند .
    پس از گذر ِ جانور به راه محتوم خویش چشم هوشیار تصاحب ِ دامچاله می کند.
    زمستان ِ لائیسم ِ سلطه طلب ِ مست از استبداد در سرزمین های شرقی را جانوری می بایست انگار تا عبور هوش را ممکن کند.
    نسلی که از پس می آید به ناگزیر خود را از ابزار مکانیکی دو ترفند رها می سازد.
    کوته بودن تجربۀ مذهب ِ سیاسی در ادارۀ امور مردم شرقی امید کمی نیست
    باور کردن همین امید هاست که جهان ِ در زندان ماندۀ شرقی را که ایران نیز یکی از آن هاست جان ِ نو می بخشد.
    سلامتی شما آرزوی ما

  3. رویایی نازنین اگر دیکتاتورهای لائیک و غیر لائیک دنیا رو با جنایت هاشون کثیف کردن.شما هستید که با شعرهاتون دنیا برای من یکی ماندنی و خواستنی کنید.هفده اردیبهشت ماه مبارک باشه.ای کاش می شد تو تقویم های همه دنیا این روز بزرگ ثبت بشه.به وجود شما افتخار می کنم. و این که پدر خوبی مثل شما دارم.

  4. ” و من با میلادم به دوردست عمر تبعید می شدم ” زاد روز بزرگترین شاعر معاصرمان که مایه بالندگی ست برای من” که در هوایی که اوتنفس می کند” من غوطه ورم. شاد باشید و همیشه پاینده رویا ِ دوست داشتنی بزرگ .

  5. دمودیکتاکراسی
    بنده نیز قبول دارم که بهار عرب گول است. لکن موضوع, امری فرا عربی است .همانجا که تئودر هرتصل را اگر ول میکردند(برای بلند کردن مجدد دیوارهای گتوهای معنوی در هم پاشیده ی بورژوازی یهود)دست هیتلر را می بوسید.امروز نیز نتانیاهو دست احمدی نژاد و فردا اخوان المسلمین را خاهد بوسید.شکاف درونی احزاب یک امت مذهبی مثل اسرائیل (یا ایران)را چه چیز بهتر از یک دشمن یک مشکل خارجی حل می کند؟پس برای وجود اسرائیل چه بهتر از مصر فردا.و برای وجود حکومت ایران چه بهتر از کشاکش مدام با جهان؟
    من نمیتوانم به خود بقبولانم که غرب با آن ید طولایش در استعمار اجازه دهد انقلابات مضحک و قهوه فوری گون در خاور میانه اتفاق افتد.مهم در این میانه آن است که مفت خورهای شرق و غرب در صفوف جدیدشان, و البت با رعایت اصل تعادل جهانی, چاق تر و هار تر میشوند برای مردم.
    و بی گمان سلامت یک انقلاب در حد فاصل نابودی دیکتاتوری سابق تا تشکیل دمودیکتاکراسی است.همچون انقلاب ایران که از 22بهمن 57تا 12فروردین 58 بیشتر طول نکشید.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.