رویا

برعکس *

 

 

برعکس

 

کویر کادر نداشت، تربیتِ من هم. بعد‌ها فهمیدم چرا به عکس و سینما رو نکردم، و در تئاتر هم به جائي نرسيدم. عکس پیش از اینکه پیدا شود، بیاید و سرنوشتی در قابی‌ پیدا کند، خودش چیزی جز قابی‌ نیست. از همان اول با قاب می‌‌آید ،و قابِ او پیش از او متولد می‌‌شود. این رفتار او با نگاه ما است. از همان اول. و به نگاه قاب می‌‌دهد.

فکر مي کنم علت اينکه من به عکاسي هيچوقت رو نکردم همين بوده است: کادر.

من عادت نداشتم داخل کادر بروم. از جاهائي که نگاه من آمده بود، آن جاها از کادر سرمي رفتند. و تجاوز از کادر را هم، همان جاها به من اموخته بودند : کوير از کادر سر مي رفت، نگاه من هم.

امروز هم  نگاه من به زحمت از درون کادر مي گذرد. که اگر بگذرد، ازپشتِ کادر مي گذرد، و پشت مي سازد. که عکس، پشت ندارد.

و بعد‌ها باز فهمیدم چرا نیما آنهمه به عکس دلبستگی داشت، عکاسی نمی‌‌کرد چون در عصر او هنوز عکس در آفرینش‌های هنری جائی پيدا نکرده بود . و عکس سطح عکس بود. پيش ما. ظرفيت عکس درعکاسی تازه کشفِ روز شده بود. و نيما از "شفائیه" و آنهایی که عکس از اومی‌‌ گرفتند، بي مقاومتی استقبال می‌‌کرد، چون لابد به داخل کادر می‌‌رفت. و یا فرصتی بود که از داخل یک کادر نگاهی‌ به بیرون ِکادر کند و قبل از اینکه تصویری خلق کند، قابِِ آن است که خلق می‌‌شود. درست در برابر چشم .چشم او ، که تربیتي کوهستانی داشت و طبیعت و مناظر ِآنرا هميشه قاب‌گرفته دیده بود.

کادر حتا در فرم شعر‌های او ، "ماخ اولا" و چند کارهای دیگرش، اثر گذاشته است. در فرم قطعه، به چفت و بست و قاب ِ قطعه بیشتر تمایل می‌‌کند تا به حرکت‌ها و آزادی ِآنها در داخل فرم. برای او فرم ِجمع و جور، یعنی‌ که پایان و آغاز آن لنگر در داخل قطعه داشته باشند. و از چهارچوب نگاه بیرون نروند. (اجاق سرد، مهتاب، هست شب ،درکناررودخانه و …)

 می‌‌توانست عکاس خوبی‌ باشد چون نگاه او به راحتی‌ از داخل پنجرهٔ دوربین می‌‌گذرد. نه تنها به راحتی‌ می‌‌گذرد بلکه می‌‌خواهد به راحتی‌ خلق ِکادر کند. الان به یاد می‌‌آورم، و می‌‌فهمم چرا در یوش از من و از "شراگیم" بیشتر می‌‌خواست که از پنجره‌های عمارت عکس بگیریم، ، از سردر، از دريچه، از در، ناخودآگاه. از پنجرۀ داخل دوربین به پنجره‌ای در بیرون رسیدن، یعنی‌ قابی بر قابی نهادن، که میراثی جز تربیت کوهستانی نباید باشد. و اتفاقا سرنوشت یکی‌ از آن عکس‌ها رفتن در قابی بر دیوار خانهٔ من در"دزاشیب" شد : قابی بر قابی در قابی. اين، مي تواند کوهستاني باشد  ولي کويري حتما نيست (سه زندان براي يک نگاه) .

گاهي فکر کرده ام که شعر، وشعر ما، تا ملک الشعراي بهار، ودر خود بهار، پروازهائي در قفس داشت، با نيما پرنده از قفس آزاد مي شود، پرنده با قفس آزاد مي شود. پرنده يک بال دارد. پرنده بال هاي ديگرش را از مالارمه تا نيما پيدا مي کند، و از نيما تا ما در شعر حجم.

بال هاي  سوم پرنده را درجهان ما امروز شاعران حجمگرا (اسپاسمانتاليست ها) به آن مي دهند.  

                                    (از میان یادداشت ها)

                                

 

* برداشت از فصلنامه "سينما و ادبيات" ، زمستان 1389 ، شماره بيست وششم

10 Comments

  1. عالی بود. مفهوم کادربندی در عکاسی آن چنان که پیوند قوی با دیگر شاخه های هنری چون شعر دارد، در بین عکاسان ما کم تر توجه می شود. این نوشته ی شما را در سایت خودم بازتاب می دهم. مشکل مضاعفی از مفهوم کادربندی یا چنان که آورده اید، قاب، حتا در بین اساتید عکاسی ما وجود دارد.
    http://tabrizfoto.com/weblog/?p=1436

  2. سلام استاد!
    هر نوشته ای که از تو می خوان ام انگار شعری می خوان ام و هر شعری که می خوان ام هر کلمه اش را مادری می بین ام که دنبال بچه های اش چشم می دوان اد به دور دست ها ، و وقتی مادر را در شعر تو دیدم کلمه را شعر یافت ام و اما هنوز چشم به در مانده ام تا کلمه ای بی آید که رویای شعر نه گفته ام باش اد و با خود می گوی ام هنوز رویایی برای شعر بودن کلمه کم دارم …
    فدای قلم ات

  3. “کادر حتا در فرم شعر‌های او ، “ماخ اولا” و چند کارهای دیگرش…”
    آقای رویایی گرامی، این هم مهم است، باید گفت، که فکر می کنم در فارسی، موصوف صفت عددی، مفرد می آید، که “چند” یک صفت مبهم عددی ست، که “چند کار دیگرش” بیشتر در کادر است، و کار بی کادری، اینجا در برابر قاعده های دستور، به فروپاشی می کشد. من فکر می کنم بی کادری، اینجا، زبان را کویر می کند.
    – بعنوان استثنا برقاعده قبولش کنيد
    مرسي .

  4. ممنون آقاي رويايي از متني كه درباره ي بيژن الهي نوشتيد. اين آدمهايند كه معنايِ فتوت معاني اند. شايد در جايي كه شماييد اين بي معنا باشد. اما اينجا تا بر صليبش بر نياييد ييم جسم نمي گيرند.

  5. و آن که منظری با خود دارد
    بیرونی بیرون تر از بیرون دارد…
    در کادر نمی گنجد اگر بخواهیم به تمامی نشانش بدهیم، جهان و هر آنچه عکس از آن است. مدهوشم می کند کلمه وقتی بیرون کادر، از کادر می گوید و از تمام آنچه نمی توان نشان داد. از نیما تا شعر حجم و از شعر تا حجم. بی آنکه کادری بشناسد بی مرز در تمام مرزها می ایستد و جهان بی حضورش حتا “کادر” را هم نداشت.
    با سپاس از فکری که مدام می دهید.

  6. سلام. خیلی خوب بود و من در مورد عکاسی و عکاس ها اینها را درک کردم. چون از نزدیک با آنها در ارتباط هستم.

  7. با سلام و درود
    فقط یک سوال این وبلاگ به وسیله خودتان به روز می شود؟
    naazli.persianblog.ir

  8. درود
    مفهوم تازهای از قاب را درک کردم
    من خودم عاشق کوهستانم و البته از کویر بجز کتاب دکتر شریعتی که عاشقش هستم هیچ نمی دانم این تجربه ای شد که بدنبال آزادی سری هم به کویر بزنم و مفهوم آزادی و بدون بند و کادر بودن را بهتر درک کنم
    ممنونم

  9. تصادفن به این نوشتار شما بر خوردم… چند بار خواندم و بعضی از جملات را چند بار بیشتر… نوشتار و گفتار جالبی رو پیش کشیده اید… از دید به فکر و نوشته و احساسات و غیره… متعاقبن من هم به فکر “نوشته” افتادم… نظم یا نثر… در هر دو — و مخصوصن در شعر — پیرایش ( و ویرایش) خود گونه ای کادر بندی است… حتا در شعر «نو» و «آزاد» و «سفید»… بدون “کادر بندی” امکان “فهمیدن” “ممکن” نیست!… فضا و کاینات بی حد و بدون مرز به نظر می رسند… کویر و دریا هم… اما در واقع کسی غیر از خدا (؟) از آن «کادر» خبری ندارد .
    * * *
    و اما در باره ی “کادر بندی” در عکاسی و نقاشی و فیلم… این خود یکی از دلایلی هست که ذوق و ترجیح بعضی از مخاطبین — نوشتاری / گفتاری و بصیری و دیدنی — باعث گفت و گوی های تقریبن صدو پنجاه تا صد و هشتاد ساله شده و هنوز هم هست (از تاریخ اختراع عکاسی ؛ و بعد ها سینما ) و اینکه بعضی از طراحان و نقاشان و عکاسان… و تصویر گران سینمایی از انواع و اقسام مختلف کادر بندی استفاده کرده اند… و بعضی عکس ها هستند که با کادر بهتر از بدون کادر… و بعضی بر عکس با/بدون کادری بهتر نمایانگر / نشانگر “پیام” خود هستند
    ***
    [ در باره ی موسیقی هم می توان مباحثی متشابه رو به میان کشید…]
    باز خوانی متون و مرور تصاویر موفق چه کیفی دارد… ولی مثل دیگر چیزهای جالب و موثر زندگی هم: تلخ و شیرین
    با سپاس و درود فراوان
    از فرای اقیانوس ها و افق های نزدیک و دور
    نیما شفائیه
    اوهایو (ایالات متحده)

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.