رویا

خرِخدا یا خدای خر ؟

 

                                         

                                        آرش عزيز،                         

 در کتاب "گفتارهای شمس تبریزی" پاراگراف های بسیاری در به سخره گرفتن فقیه می خوانیم. 

 نیز اندر "فسادِ ولایت"، درجائی با همراهانش  به طعنه قصه می‌گوید  :

" دو عارف با هم مفاخرت و مناظرت می کردند در اسرار معرفت و مقامات عارفان. آن یکی می‌گفت  :

– آن شخص که بر خر نشسته و از دور می آید، به نزد من آن خداست.   و آن دیگری می‌گوید : به نزد من خرِ او خداست ."

 

تو فکرمی‌کنی که این روزها، در"جمهوري ِ فتوا "  کی خراست؟ و کی خرسوار؟ 

 و اين وليّ ، دراين فتوايش* ،  فقيه  است يا وقيح ؟   خرسواري که دارد سواري از خود مي‌گيرد.  

                                           

تا وقت دیگر  قربانت 

 

*  وليّ فقيه شعبه‌ي خدا و رسول است.همه بايد از دستورات او اطاعت کنند (خامنه اي) 

     

8 Comments

  1. خر کی گفته که مردان را بکش و اموالش را تصاحب کن و زن و فرزندانش را به بردگی بگیر ؟ محمد برای اینکه افراد قبیله اش از او اطاعت کنند خود را به خدا نسبت داده و الا آن چه خداییست که نمیداند زمین دور خورشید میچرخد که در قرآن بار ها و بار ها بر عکس نوشته که خوشید دور زمین میچرخد . مانند آیه های سوره یس آیه ٣٨ و سوره رحمان آیه ٥ و خیلی آیه های دیگر که موجود است من از شما تمنا میکنم قرآن را ترجمه الهی قمشه ای بخوانید و توصیه کنید مردم بخوانند آنوقت که ما میتوانیم آخوند های ک… را خلع صلاح کنیم و الا اینها دست از سر ما بر نخواهند داشت دیگر اینکه امکان ندارد یکی قرآن را بخواند و به اسلام اعتقاد داشته باشد اگر ملاحظه میکنید که این آخوند ها از اسلام و خدا صحبت میکنند فقط و فقط برای گول زدن مردم و کار و کاسبی است و الا باور کنید هیچکدام به خدای خودشان ایمان ندارند .درود بر شما

  2. زنده باد رویایی همیشه شاعر…استاد اشاره ی درستی کرده اید و من اعتقاد دارم ما به اوایل تهاجم اسلام بازگشته ایم…یعنی سیر قهقرایی هزار و چند ساله،زیرا که در دوره عباسیان ملعون،از ایرانیان ،جزیه(مالیات) دو برابر ِ تازیان گرفته می شد فقط به این علت که مثلا اسم و فامیل دارند و دو نفر هستند!همچنین هر کسی که دگر اندیش بود – و نه حتی مخالف – مارک و برچسب ِ قرمطی و …می خورد و اعدام می شد و زندانی و …حال هم به هر بهانه یی” دگر اندیشی” می شود معادل معاند و محارب و … اینک من از شما آقای رویایی عزیز یک سوال دارم و شدیداً در پی پاسخ آنم:من از نسل دهه 60 هستم و شعر می گویم و سعی می کنم شاعر باشم و روشن فکر…که در این مسیر تلاش می کنم و دوست دارم یاد بگیرم و پیشرو باشم…چه باید کرد؟…وظیفه ما شاعران و دیگرانی که در قفس اسیر شده ایم و نمی توانیم شعرها و حرف هایمان را اینجا منتشر کنیم و رسانه نداریم چیست؟…چه طور و چه گونه باید آگاه کنیم جامعه را؟-که به قول مرحوم شاملو که در سال مرگش هستیم، تنها و تنها تعهد هنرمند به جامعه است- آینده را چه می بینید؟…و این گرد ِ مرگ و دل مردگی را چه می شود آخر…؟
    همیشه زنده و شاعر بمانید…منتظر پاسخ و لطفتان هستم استاد

  3. درود
    ………………………
    زیرا که تابستان
    برای پرنده ی پر شکسته
    هوای مناسبی است…
    زمستان را با خنده هایت در برف به خاطر می آورم
    که پر باز کردی
    و روزنه ی یک شکارچی
    آسمانت را مرده بود
    مثل پرنده ای که در باران
    دست هایت را
    کمی زودتر از آن که بند بیایی،فراموش کرده بود
    (راوی چتر هایش را می بندد)
    بیا به خاطر اوریم
    از موهایت
    بند کتانی
    و پرنده ای پر شکسته روی آنتن های امیر آباد
    زمستان را با خنده هایش در برف مرده بود.
    هوای مناسبی است
    بیا کمی روزنامه بپیچیم در سبزی های تازه
    با تیتر های مناسب برای شکار
    و عکس های روزنه های وارداتی.
    زن روی بالکن خوابش برد
    و قاب عکس دخترش افتاد روی زمین و شکست
    پرنده ازقفس
    برای راوی در خیابان،پرهایش را تکان داد

  4. دکتر رویایی عزیز،
    دست به نقطه ی حساس گذاشتید!
    1.
    این همان نقطه ایست که 1400 سال است که دارد سواری می گیرد ! موضوع اینجاست که خر سوار ِ بی خر ، اساساً خر سوار نیست ، یعنی اصلاً خری در کار نیست تا او خر سوار باشد! به عبارت دیگر اگر پایه ی خر سوار یعنی خر را از خر سوار بگیرید نمی تواند که خر سواری کند پس ، مقصر خر است! اگر خری در کار نباشد هیچگاه هیچ کس از خری سواری نمی گیرد.
    2.
    از آنجایی که همیشه خداساخته ی خر است و خدایان همیشه به واسطه ی
    خران ستایش می شوند و تا همیشه که تاریخ بشری بوده عده ای خدا از عده ای خر سواری می گرفتند و و عده ای خر مشغول ارایه ی خدا ی جدید و عده ای خرسوار هم مشغول بهره برداری و خرسواری، به این ترتیب نتیجه می شود گرفت تا خری در کار نباشد که خدا بسازد هیچ خدایی نیست که سوار ِخری شود ! پس معلوم می شود که خران خودشان خدای خدایشان هستند!
    و در پایان نتیجه ی مهمتر اینکه اگر عده ای خر نباشند و خدا و خرسوار نسازند،عده ای انسان بی گناه گرفتار خر و خرسواری و خدا و خدای خر و خر ِخدا و جفتک اندازی خرها نمی شوند. هر ولی ای وقیح است زیرا که خود را ولی می داند!

  5. ham name aziz!
    in neveshte Shams, mafhumesh nazdike be ravayate Zen hast, ke mige: Buda chiist? Buda chube agheshte be pehen ast… In khaste mafhumi ro ke be tore rayej be khoda nesbat midan be bi mafhumi tabdil kone. eshtebahe ke begim be mafhume tamaskhore faghihe.
    nemidunestam she’re “lalayi- lay” Noori ro shoma goftin. kheili asheghe in she’r budam va baraye bache ham mikhundamesh, vaghti kuchik budan. dast marizad!
    shad bashid

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.