رویا

آفوریسم

                                                         
برچیده از کتاب “عبارت از چیست”
انتشارات نگاه

◄دستِ تاریکی است که در من می نویسد وقتی که شعر می نویسم.

نثر های من همیشه به تصادف آمده اند
◄حرف هائی که بنا به تصادف مي آيند بنا را از تصادف بر می دارند.

◄مصرع همیشه معبر می ماند حتی در نثر

◄خواننده هائی هستند که از تاریکی شعر را می خوانند، و خواننده هائی که شعر را در تاریکی می خوانند.وحرف، در تاریکی است که از تاریکی بیرون می آید.

◄دوستان ما به ما حق نمی دهند که مخالفشان باشیم. ولی دشمن من می‌دهد،تا مخالف
کسی باشم که مخالف من است، و دشمن من را همین حق زیبا می کند.

◄همیشه آنکه درست حرف می زند لزوما خرف درستی نمی زند

◄ ” لبریخته ها” کار پائین آمدنِ از کوه است، و نه عطیۀ الهام . بی جهت نیست که همۀ
پیمبران به کوه زده اند

◄ بهترین نقد ها نقد هائی اند که فقدان دلیل دارند

◄در نقد شعر بهتزین و توانا ترین همه هنوز خود شاعر است

◄ رودخانه ای که می گذرد در‌نمی گذرد