رویا

امضا دریچه‌ای بر پشت

در هر شکلی که امضا کنیم شکلی هست که امضا می‌شود  تصویر ِ فهم ِ ما

             است که در امضای ما است زیرا که فهم ما از چیزی چیزی جز تصویر ِ آن چیز نیست اولی دیدنی ست دومی دیدن ِ ندیدنی این تنها موردی ست که در آن نا مريی شبیه مريی است چون فاصله‌ای بین آنها نیست و الا همیشه در عزیمت ِ از سطح ِ چیزی  هر بار به چیز هايی در پشت ِ آن می‌رسیم که نا مريی را بیگانه با علامت ِ او می‌کند چرا که بین ِ شبیه و آنچه به او شبیه است همیشه فاصله‌ای هست این فاصله را ما با میلیاردها حجم پر می‌کنیم و به فاصله‌های دور می‌فرستیم یعنی روی دو خط موازی راه بین ِ دو شناخت را طی می‌کنیم  و تا به شکل برسیم امضا را از شکل می‌اندازیم  و تا نرسیم همیشه موازی با خود می‌مانیم دو خط موازی که مارا به پشت ِ ما می‌برد به حجامت آیا ما واقعیت را حجامت می‌کنیم تا به پشت ِ آن برسیم ودر این کار چه مأموریتی به حجم می‌دهیم یعنی که پشت بستری برای حجم می‌شود و یا که حجم را دو خط موازی به فاصله‌های دور می‌برند *

                                                      فروردین ۱۳۸۴

* قطعه ای منتشر نشده در دفتر ” امضا ها “  

9 Comments

  1. سطر از مراوده ی ما
    از حرفی که نمی شناسد
    می پرسد
    همه ی چشم ، دهان ِ ترجمه می شود
    و پرستش که عزیمتِ ارواح در بدن ِ فنا بود
    از بتِ مسکوت
    از جواب
    هیچ نفهمید
    همه نفهمید
    و سطر، تمام خودش را
    بلعید ، می بلعد
    در همیشه ی ما
    هنوز که مراوده خواهد شد … .
    دوستدار ابدی شما ؛ کیوان قنبری
    به امید دیدار

  2. و اگر آن دو خط موازی به هم می رسیدند, حجمیتی نمی ماند, از امضا و کننده هم. روز رستاخیز.

  3. بر اساس قوانین ریاضی ثابت شده است که دو خط موازی هم در بینهایت به هم می رسند

  4. سلام. لينك اينجا در آنجاي ناكجا قرار گذاشت. لطفا شما هم بلينكيد مانيفست خودتان را. هميشه سبز و آفتابي… / عرفان هاشمي

  5. سلام مؤمن. وبلاگستان عرصه بي در و پيكري شده است براي تعارفات و خوشامدها و هيچ كس دوست ندارد حرف دلش را بزند تا مبادا كسي برنجد. به من مأموريت داده‫اند اين وظيفه خطير را بر عهده بگيرم و حالي اساسي بدهم به همه كساني كه موقع نوشتن، كار را سرسري مي‫گيرند و خواننده‫ها را به حساب نمي‫آورند. مي‫دانم ادبيات اين سرزمين به وجود امثال من افتخار خواهد كرد! به گير بازار ما خوش آمديد.
    استاد بستگي دارد آدم كجا را امضا كند.

  6. شايد همين خوب است كه ميدانم نميشود راه بروم اگر يك روز ديگرهم به لك لك شدنم مانده باشم پروازبلد نبودم حتي . . .فقط راه رفته ام وبه مردم گاهي لبخندزده ام وبعضي ها رادوست نداشته ام …فرداقراراست لك لك باشم وبالهايم زيادسفيدنيستند…ملحفه ها وتابلوي صبحانه ي سياه وسفيدرابراي توميگذارم…به هرحال تمام شده است…

  7. به نظر مي رسد كه اين ابن محمود خود جايي را امضا كرده كه حال به نمايندگي كساني اينگونه بي امضا مي نويسد. از ابن محمود خواهش ميكنم امضاي آنهاي كه به او اين وظيفه را داده اند را زير امضايش بگذارد. زيرا ابن محمود به اعتبار آنها حرفهايي را براي خولنندگان اين سايت نوشته. پس بي آن امضاها نوشته ابن محمود با امضايش بي اعتبار است. اگر ابن محمود از افشاي امضاها پرهيز كند هر چه بگويد بي امضا يا با امضا بي اعتبار است

  8. سلام …
    گاه رسيدن دو خط موازي بوسه مي شود …كه يا به عشق بدل مي شود ..يا به هرزگي ونفس بين اين حجم چه مي گويد ..من هميشه با ترديد به خط ها نگاه مي كنم وبه نفس ها …تا شايد كلمه اي بيايد …حتا به دروغ ….نه اگر بين اين خط ها راهم را پيدا كنم بهتر نيست؟وبيرون همه ي خط ها هم جهان خيلي بزرگ است وجا براي كلمات …..وبين همه ي كلمات فضا…..و…..حالا بايد كجا راامضا’كنم؟…..

  9. گاهي حجم استحاله ي خودش مي شود وقتي كه دو شبيه يكي ميشوند. وقتي كه يك خط خودش براي خودش جلوه مي كند تا به هم نرسند

Comments are closed.