رویا

کشف بدن برای شکنجه، نه آغوش

عباس عزيز،
تو می‌توانی به همه جای تن فکر کنی ولی نمی‌توانی از همه جای تن حرف بزنی، و يا از همه جای تن بنويسی. آزادی بيان، از مارکی دوساد تا ژرژ باتای، از شاه تا ملا، تعريفش هميشه همين بوده است: نبايد اعضای محرم بدن را با نامحرم در ميان گذاشت. بدن فرد را نبايد با بدن جامعه آشنا کرد. قدرت‌ها هميشه اين دو را جدا می‌خواهند. سانسور هم کارش هميشه همين بوده است: حفظ فاصله بين فرد و جامعه. با اينکه خود کلمه‌ی سانسور از دموکراسی‌های غرب می‌آيد ولی ديکتاتوری‌های شرق بيش‌تر از آن بهره برده‌اند؛ تا حرف فرد به حرف جامعه نرسد. در حالی‌که معنی دموکراسی از اول اين بوده است که در آنچه می‌خواهی بگويی به خودت افسار نزنی، و حصر و استثنا  نشناسی.
تو نمی‌توانی برای مخاطبت از کون بنويسی و يا از خايه حرف بزنی، چون جامعه نبايد اين دو را در فرد کشف کند. اما برای رژيم و برای بازجو کشف خايه و کشف کون مجاز است، برای اعمال بطری در اين و آويختن وزنه از آن. از نظر رژيم هيچوقت نبايد آن منع به اين مجاز راه پيدا کند. مجازها چيزی از تجاوز با خود دارند؛ و هردو با خود چيزی از  اجازه. مثل مجازات. عدنان مدت‌ها پس از خروج از زندان عقيده داشت که در تجاوز هم اجرای عدالت می‌کنند چون مفهومی از اجازه با خود دارد. و برای هميشه قبول کرده بود که اجرای قانون اجازه می‌خواهد.
وبلاگ‌خوان عزيزی با نام مستعار «من» که در صفحه‌ی” خليج مجروح ” مرا متوجه سانسوری در چاپ جديد شعرهای دريايی در تهران و غيبت اين سه مصرع در آن کرده بود:
دريای اعتراف ِ بدن‌ها
در راه رفتن پسران ِ بلوغ
با جامه‌های تنگ ِ کنايی   (دريايی 32)
راهنمای من به وجود سانسورهای ديگری در کتاب شد. ديدم کل ِ «دريايی 24» در کتاب غايب است(!)  چون لابد در آن نيز مصرع‌هايی از اين دست خوانده بوده‌اند که:
ميل دريا ميل عريانی است
طعم اندام زنان
اعتراف بدن مردان.
از تو خواهش می‌کنم که تمام دريايی 24 را در وبلاگ بگذاری تا از اين خواننده تشکر کنم و بگويم بله، لطفاً ” اين مصرع‌ها را سر جايشان بگذاريد ” .  و تشکری هم بدهکار دوست شاعرم افشين بابازاده می‌مانم که فرصتی داده بود تا در اينجا از تو و همه‌ی آنهايی که کتاب «منِ گذشته امضا» را دارند خواهش کنم که در قطعه‌ی 3 ، هرجا کلمه‌ی «قاضی» هست آنرا به «فقيه» تصحيح کنند. که اين تغیير بر خلاف سانسورهای پيشين، از خود من و به توصيه‌ی ناشر بود، وگرنه تمام قطعه طعمه‌ی سانسور می‌شد، و ضررهای ناشر و…
گرچه بابازاده در اين غبنِ خودش حق دارد که می‌نويسد: «
این تغییر بخودی خود جهت‌گیری‌های ابعاد شعر را عوض کرده است.»  و بسيار سانسورهای ديگری که جای طرح‌شان اينجا نيست.
تا وقت ديگر، قربانت


                                                                28 مارس 2005، نهم فروردين 84


دريايی 24

لحظه‌ی دريا
مردِ دريا
ميلِ دريا

لحظه‌ی دريا – آوار جنون –
مرد دريا را ويران خواهد
ميل دريا – استمرار بيان جسم و جنس –
مرد دريا را عريان می‌خواهد.

ميل دريا، ميل عريانی است:
طعم اندام زنان
اعتراف بدن مردان.

لحظه‌ی دريا
مرد دريا
ميل دريا

ای بيان جسم و جنس!
کاشکی با بدنی، ای کاش!
– مرد يا زن –
طاقتی بی‌طاقت بود.

8 Comments

  1. اقاي رويايي عزيز
    سال نو مبارك .
    در ضمن به لطف ناداني و حماقت قيچي به دستان اين جا ما هنوز مي توانيم از شعرهاي زيباي شما مثل زبان تن و تن زبان كه در مجله ي كارنامه چاپ شد استفاده كنيم.

  2. سلام آقاي رويايي.در آن حدوحدود نيستم كه در برابر قلم پخته ي شما نظر بدهم.قلمي آنچنان آگاه به زواياي پنهان زبان كه رياكاري هاودوزوكلك هاي رخنه كرده در آن را افشا ميكندولخت وعور آنها را پيش چشم مي آورد.كاش نسل من از اين پختگي بيشتر مِِي آموخت .بيش از اين وقت تان را نمي گيرم.

  3. salam aghaye royayee
    man kheyli moshtagham ke ketabe 70 sange ghabr ro bekhoonam amma hanooz natoonestam be dastesh biaram mishe baram emailesh konid????
    ya begin che joor mishe be khoonamesh
    anna hastam az ahvaz

  4. سلام آقای رویایی
    مثل همیشه که از خواندن اثری از شما لذت می برم، اینبار هم حسابی کیف کردم.
    آرزومند دیدار شما.

  5. آقای رویایی عزیز !
    کشف بدن ، حمایت روح است . مثل حمایت چشم که تفسیر روشنی
    است . مثل حمایت آب که تفسیر پاکی است ؛ و آن که از کشف بدن
    عاجز است و به سودای کشف روح در روحانیت خویش به جستجوی
    حجره های آزار تن می رود ازآب و روشنی فقط خاطره یی هراسان دارد .
    مگر جای دیگر نگفته اید :
    / در ارتباط بلند خطاب های دو تن از میان پستی ی روح /

  6. سانسور کنندگان تن.سانسور کنندگان ذهن. سانسور کنندگان قلم. سانسورکنندگان فرهنگ.
    سانسور کنندگان کلمه.سانسور کنندگان حادثه.سانسور کنندگان وضعيت بيمار.
    سانسور کنندگان بوسه های طولانی.سانسور کنندگان آغوش.سانسور کنندگان برهنگی.سانسورکنندگان زن.
    سانسور کنندگان خليج فارس از روی نقشه ها.
    سانسورکنندگان دانش آموز دبستانی با دستهايی کوچک برای نوشتن مشق.
    سانسور کنندگان روابط نامشروع(!)!سانسور کنندگان روسپيان سرگردان خيابانهای کثيف تهران.سانسور کنندگان همجنس گرايان.سانسور کنندگان سقط جنين.سانسور کنندگان جلق زدن برای کون بيمه شده جنيفر لوپز يا معشوقه ای رومانتيک.
    سانسورکنندگان هوای تازه٬هوای پاک.سانسور کنندگان مستی با آبجو. سانسور کنندگان قهقهه.
    سانسور کنندگان زندانی سياسی.سانسور کنندگان صدا.سانسور کنندگان فيلم.سانسور کنندگان۱۸تير.سانسور کنندگان رنگهای شاد. سانسور کنندگان موهای بلند مادر.

Comments are closed.